آجرک الله یا صاحب الزمان(عج)
شهادت جانگداز پايه گذارتوحيد، برترين خلق رب
العالمين، پيامبر رحمة للعالمين، خاتم النبيين،
حبيب خدا، حضرت محمد مصطفي(صلي الله
عليه وآله وسلم) را به پيشگاه مقدس و
منور قطب عالم امکان، حضرت
مهدي صاحب الزمان(عجل الله
تعالي فرجه الشريف) و تمامي
شـيعـيان و محبان آن
حضرت،تسليت و
تعزيت عرض
مينمائيم.
خاتم الأنبياء حضرت محمّد مصطفي(صلي الله عليه وآله وسلم) با آن ضعف که سر مبارک خود را نمي توانست نگاهداشت و سر مبارکش به جانب راست و چپ حرکت مي کرد، صدا بلند کرد که همه بني هاشم و ساير مسلمانان شنيدند و فرمود: اي مسلمانان! اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) برادر من و وصي و خليفه من است در اهل و امت؛ و علي(عليه السلام) ادا مي کند دين مرا، و وفا مي کند به وعده هاي من.
اي گروه فرزندان عبدالمطلب و اي گروه مسلمانان! دشمني با اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) مکنيد و مخالفت امر او منمائيد که گمراه مي شويد و حسد بر او مبريد و از جانب او به سوي ديگري رغبت منمائيد که کافر مي شويد.
پس پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند: يا علي(ع)! مرا بخوابان. چون حضرت خوابيد فرمود که اي بلال بياور دو فرزندان مرا حضرت امام حسن مجتبي(عليه السلام) و حضرت سيدالشهداء امام حسين(عليه السلام). چون ايشان حاضر شدند، ايشان را بر سينه مبارک خود چسبانيد و آن دو گل بوستان رسالت را مي بوسيد. اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) فرمود: من ترسيدم که ايشان باعث زحمت رسولخدا(صلي الله عليه وآله وسلم) شوند، نزديک رفتم که ايشان را دور کنم. حضرت محمد مصطفي(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: يا علي(ع)! بگذار حسنين(عليهماالسلام) را که من ايشان را ببويم و ايشان مرا ببويند و توشه خود را از ملاقات من بگيرند و من توشه خود را از لقاي ايشان بگيرم که بعد از من بليه هاي بزرگ و مصيبت هاي عظيم به ايشان خواهد رسيد. پس خدا لعنت کند کسيکه امام حسن(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام) را بترساند و جور و ستم بر ايشان رساند. خداوندا! ايشان را به تو مي سپارم و به شايسته مؤمنان يعني علي بن ابيطالب(عليهماالسلام) . (۱)
(۱) جلاءالعيون علامه مجلسي(ره)، ص 60.
***********************
«السّلامعليکيارسولالله(ص)»
** رحـلـت خـتـم رســل، خسـرو بـطـحـا آمـد **
** خــاک مــاتــم بـه ســر مــردم دنــيـا آمـد **
** پدر فاطمه(س) زين دار جهان رخت ببست **
** مـوسم گـريه و بي تابي زهــراء(س) آمـد **
** آسمان چادر نيلي به سر فـاطـمه(س) کرد **
** ز غــم فـاطــمـه(س) خـرّم دل اعــداء آمـد **
** حـيف از آن پـيکر لاهوتي سلطان رسـل **
** کـه به خـاک لـحـدش مـنزل و مـأوا آمـد **
** بـهـتـرين خـلق خـدا رفت از اين دار فـنا **
** روز امـت ز غـمـش چـون شب يلدا آمـد **
** فاطمه(س) گشته يتيم و شده اسلام غريب **
** علي(ع) از ظلم خسان بي کس و تنها آمد **
** ديده بـوذر و سلمان ز عزا خـونين است **
** کـه چه آخـر بـه ســر ســيـّد بـطـحـا آمـد **
** ناله در عـرش کـند يکسره جـبريل اميـن **
** جانـب خاک ز غـم بـي سـر و بي پـا آمـد **
منبع شعر: کتاب زمزمه هاي مرحوم حاج دلجو، ص10.

شهادت مظلومانه و جانسوز، غريب مدينه، کريم
اهل البـيت(عليهم السلام)، سـبط اکبر ختم رسل
(صلوات الله عليهم اجمعين)وتنها شاهد سيلي
مادر در کوچه غربت را به پيشگاه
مقدس ومنور قطب عالم امکان،
حضرت مهدي صاحبالزمان
(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و
تمامي شيعيان و محبان
آنحضرت، تسليت و
تعزيت عرض
مينمائيم.
ابن شهر آشوب از حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) روايت کرده است: حضرت امام حسن مجتبي(عليه السلام) با اهلبيت خود فرمودند: اي گروه؛ من به زهر شهيد خواهم شد، چنانچه رسولخدا حضرت محمد مصطفي(صلي الله عليه وآله وسلم) به زهر شهيد شدند. (۲)
حضرت ختمي رسالت(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند: چون فرزند من حسن مجتبي(عليه السلام) را به زهر شهيد کنند، ملائکه آسمان هاي هفتگانه بر او گريه کنند و همه چيز بر او بگريد، حتي مرغان هوا و ماهيان دريا.
هر که بر امام حسن مجتبي(عليه السلام) بگريد، ديده اش کور نشود در روزي که ديده ها کور مي شود. و هر که بر مصيبت او اندوهناک شود، اندوهناک نشود دل او در روزي که دل ها اندوهناک شوند. هر که در بقيع او را زيارت کند، قدمش بر صراط ثابت گردد در روزي که قدم ها بر آن لرزد. (۳)
(۲) جلاءالعيون علامه مجلسي(ره)، ص 271.
(۳) جلاءالعيون علامه مجلسي(ره)، ص 277.
***********************
«السّلامعليکياحسنالمجتبي(ع)»
** آتـــش زده گـلـچـيـن جــفـا پـيـشـه چـمـن را **
** افـکــنــده ز پــا قـامــت رعــنـاي ســمـن را **
** افـسـوس که از زهـر جگـر سـوز شرر بار **
** افـروخـتـه است سـوده الماس حــسـن(ع) را **
** مــظـلـوم چـنـان بـود کـه مـي ديـد هــمـسـر **
** در خــانـه خــود آن هــمـه آزار و فــتــن را **
** مـسـمـوم شـد آن حـجت دادار و ز غـم کرد **
** گلگـون ز سم از خون جگر، سرخ لگن را **
** بس طعنه جانسوز که از دشمن واز دوست **
** بـشـنيـد و نـياورد بـه لـب، ســوز سـخـن را **
** درحيرتم از چرخ که از بهرچه مي خواست **
** آزرده بـه غــم خـسـرو ديـن، فـخر زمـن را **
** از بـعـد شـهـادت ز جـفـا بـيـن که عـدو کرد **
** مضـروب ز پـيکان بـلا، نـعـش حـسـن(ع) را **
** خـواهي که اگر کـور نيائي به صـف حـشـر **
** افشان به عـزايش ز بصر، اشـک محـن را **
منبع شعر: کتاب زمزمه هاي مرحوم حاج احمد دلجو، ص 58.

شهادت غريبانه و جانسوز، غريب الغرباء، معين
الضعفاء، سلطان خراسان، حضرت علي بن
موسي الرضا(عليهماالسلام) را به پيشگاه
مقدس و منور قطب عالم امکان،
حضرت مهدي صاحب الزمان
(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و
تمامي شيعيان ومحبان
آنحضرت تسليت و
تعزيت عرض
مينمائيم.
رسولخدا حضرت محمّد مصطفي(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند: پاره تن من، حضرت علي بن موسي الرضا(عليهماالسلام) در زمين خراسان مدفون خواهد شد. هر مؤمني که او را زيارت کند، البته بهشت او را واجب شود و بدنش بر آتش جهنم حرام گردد. (4)
(4) جلاءالعيون علامه مجلسي(ره)، ص 545.
***********************
«السّلامعليکياعليبنموسيالرضا(ع)»
** امشب اي شمع،اگر خون رود از ديده رواست **
** کـه شـب مـاتـم جـانـسـوز ولـي نـعــمـت ماست **
** يا رب! ايـن آه غــم انـگـيـز ز کـاشـانه کيست؟ **
** يا رب! اين ناله جان سـوز غـريبی ز کجاست؟ **
** شـــمـع بـر حـال پـريـــشـان غـــريـبـي گــريــد **
** کـه گـدازان جـگـرش از سـتـم زهــر جـفـاست **
** اي ابــاصــلـت! در خــانــه بـه بــيـگـانـه بـبـنـد **
** که جـواد(ع)از ره دور آمده مهمان رضـا(ع)ست **
** يک طـرف رحـلـت پـيـغـمـبـر(ص) پـاکـيـزه گهـر **
** پــيـشــوائـي کـه از او پـايـه تــوحــيـد بـپـاست **
** يک طـرف زهـر ستم بر دل پر خـون حـسـن(ع) **
** آتـــشــي زد کـه ز دود دل و تــيــره فــضــاست **
** قـبـر ويـران حـسـن(ع) شـاهد مـظـلومي اوست **
** گر که بر غـربت او خون رود از ديده رواست **
** آه! کــز جــور و سـتـمـکـاري مـأمــون پــلـيــد **
** نـالـه غـربـت سـلـطـان خــراســان بـرخـاسـت **
** اي ضـعـيـفـي کـه تـو را پـشـت و پـناهي نـبود **
** شـو پـناهـنده به شاهي که معـين الضعـفاست **
** دامــن ضـــامـن آهـــو مــده از دســت کــه او **
** دوست را ضـامـن و فـرياد رس روز جـزاست **
منبع شعر: کتاب زمزمه هاي مرحوم حاج احمد دلجو، ص 156.
**اللهم عجل لوليک الفرج**