یا زهرای اطهر روحی فداک- شب نوزدهم

قال الصادق(عليه السلام):« انا انزلناه في لـيلة القـدر، الليلة فاطـمه و القـدر الله فمن عرف
فاطمه حق معرفتها فقد ادرک ليلة القدر و أنما سميت فاطمه لأن الخلق فطموا عن
معرفتها و قوله و ما ادريک ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر يعني
خير من الف مؤمن و هي ام المؤمنين تنزل الملائکة و الروح فيها و
الملائکه المؤمنون الذين يملکو ن علم آل محمد (صلي الله عليه و آله
و سلم) والروح القدس هي فاطمة(عليهاالسلام) بأذن ربهم من
کل أمر سلام هي حتي مطلع الـفجر يعني حتي
يخرج القائم آل محمّد (عليه السلام) »
امام جعفر صادق
(عليه السلام) فرمود:« ما آنرا در شب قدر نازل کرديم شب،حضرت
فاطمه زهراء(سلام الله عليها ) و قدر، خداوندمتعال است.
پس هر کس حضرت فاطمه زهراء(سلام الله عليها ) را به حقيقت
معرفت بشناسد، شب قدر را درک کرده است و جز اين نيست که
آنحضرت، فاطمه(سلام الله علیها) ناميده شد، چون خلائق از شناخت او بريده
و جدا شده اند و فرمايش خداوند عزّوجلّ که: و تو چه مي دانيشب قدر چيست؟
شب قدر از هزارماه بهتراست يعني بهتر ازهزار مؤمن زيرا او مادر مؤمنين است ودراين
شب فرشتگان و روح نازل ميشوند.فرشتگان يعني مؤمناني که از علم آل محمد
(صـلوات الله عـلیهم اجـمـعین) بـهـره مـند مي باشـند و روح؛ هـمان روح الـقـدس
که حـضـرت فـاطـمــه زهـراء(سـلام الله عـليهـا ) اسـت مي بـاشـد؛
و از هر امـر و فرمـاني ســلام و رحمـت است تا طـلوع
سپيده دم؛ يعني تا هنگام ظهور و قيام حضرت
قائم آل محمد(عجل الله تعالي فرجه الشريف) (۱)
(۱) تفسیر فرات کوفی، ص۵۸۱.
*
************************عن أبي عبدالله
(علیه السلام) أنّه قال: «إِنَّا أَنزَلناهُ فِي لَيلَةِ القَدر»؛ اللّیلة فاطمة(علیهالسلام) و القدر الله. فمن عرف فاطمة(علیهالسلام) حقّ معرفتها فقد أدرک لیلة القدر، و إنّما سمیّت فاطمة(علیهاالسلام) لأنّ الخلق فطموا عن معرفتها.از حضرت امام جعفر صادق
(عليه السلام) نقل است كه فرمودند: در آيه شریفه:«
إِنَّـا أَنـزَلـنـاهُ فـِي لـَيـلَـةِ الـقَـدر»« ليله »: حضرت فاطمه زهراء(عليهاالسلام)
« قدر »: الله(جل جلاله) است.
پس هر كس حضرت فاطمه زهراء(سلام الله عليها ) را به گونه اي كه حق معرفتش است بشناسد بدرستیکه شب قدر را درك كرده است و همانا ناميده شده است فاطمه(سلام الله عليها) چون خلايق از شناختن او عاجزند. (۲)
(۲) بحارالأنوار، ج۴۳، ص۶۵.
*************************
«شب نوزدهم، شب ضربت»
در تمام آنشب، آن ملعون با شبیب و وردان در مسجد بودند و انتظار امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) را میبردند.
چون آنحضرت از اذان فارغ شد و بزیر آمد و مشغول تسبیح و تقدیس حقتعالی بود و صلواة بر محمد و آل محمد میفرستاد، به صحن مسجد در آمد و خفتگان را بیدار میکرد از برای نماز؛ تا اینکه به ابن مجلم رسید.دید که به رو خوابیده است.امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) فرمود: برخیز از خواب برای نماز و چنین مخواب که این خواب شیطانست، بلکه بر دست راست بخواب که خواب مؤمنانست و بر پشت خوابیدن خواب پیغمبرانست.پس امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) فرمود که قصدی در خاطر خود کرده ای که نزدیک است از آن آسمانها از هم بپاشد و زمین بلند شود و کوهها سرنگون گردد و اگر خواهم خبر می توانم داد که در زیر جامه چه داری؛ و از آن درگذشت و به نزد محراب رفت و مشغول نماز شد.رکوع و سجود را بسیار طول داد چنانچه عادت آنحضرت بود.پس ابن ملجم به نزد آن ستون که امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) نماز میکرد، ایستاد.چون حضرت سر از سجدۀ اول برداشت، آن ملعون ضربتی بر سر مبارک امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) زد و در جای ضرب عمرو عبدود آمد تا پیشانی او را شکافت.پس حضرت فرمود:
«بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله»
و فرمود:
«فزت برب الکعبه»
فایز و رستگار شدم بحق پروردگار کعبه
چون اهل مسجد صدای امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) را شنیدند، همه بسوی محراب دویدند.چون شمشیر را به زهر آب داده بودند، زهر در سر و بدن مقدس حضرت دوید.وقتی مردم به نزدیک امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) رسیدند، دیدند حضرت در محراب افتاده است و خاک بر میگیرد و بر جراحت خود میریزد و این آیه را میخواند:
«منها خلقتناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تارة اخری»
از زمین خلق کرده ام شما را و در زمین برمیگردانم شما را و
از زمین بیرون می آورم شما را بار دیگر.
پس امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) فرمود: آمد امر خدا و راست شد گفته رسولخدا(صلی الله علیه وآله وسلم).
راوی گفت که پیشتر شبیب ضربتی حواله آنحضرت کرد و بر طاق مسجد آمد.چون ضربت ابن ملجم به سر مبارک امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) رسید، زمین بلرزید و دریاها به موج آمد و درهای مسجد بهم خورد.چون حضرت را برداشتند، ردای مبارکش را بر سرش بستند، خون سر خود را بر محاسن مبارکش کشید و فرمود: این آنستکه خدا و رسولخدا(صلی الله علیه و آله وسلم) مرا وعده داده بودند.راست گفت خدا و رسولش.
پس در آنوقت خروش از ملائکه بلند شد و باد سیاه تندی وزید که هوا را تیره کرد و جبرئیل در میان آسمان و زمین صدا میزد:
ــ به خدا سوگند که در هم شکست ارکان هدایت
ــ تاریک شد ستاره های علم نبوت
ــ برطرف شد نشانهای پرهیزکاری
ــ گسیخته شد عروة الوثقی الهی
ــ کشته شد پسر عم محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله وسلم) وصی و برگزیدۀ حق
ــ شهید شد سید اوصیاء علی مرتضی(علیه السلام)
ــ او را شهید کرد بدبخت ترین اشقیاء.
(۳): جلاءالعیون، ص199.
*************************
«ألسَّلامُ عَلَيکَ يَاأميرالمؤمنين(ع)»
** چـهـره مـولا تـا کـه گـلگـون شد **
** منبر ومحراب غرق در خون شد **
** رهبری در خون چهره می شویَد **
** فُــزت رب الــعــکـبــه مـی گـویـد **
** آسـمـان از غـم خون به دل دارد **
** بـر عـلـی(ع) بانگ قـد قــتــل دارد **
*
*اللّهم عجّل لوليک الفرج**