«کـار را بـه خـدا بـايـد واگـذار کـرد»

 

حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) فرمودند: کسي که امورش را به اختيار و اراده خدا واگذارد و کارهايش را به او تـفـويـض نمايد، همواره اوقات در آسايش هميشگي به سر مي برد و زندگاني با نشاط و فراوان دائمي خواهد داشت.

کسي که براستي کارهايش را به خدا واگذار نمايد، از همه چيز جز خداي متعال دست برداشته و همه همتش را صرف انجام فرامين او مي نمايد.

 

اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) فرمودند:

 

                        ** رضـيـت بـمـا قـسّم الله لي **
                                                   **
وفوضّت امري الي خالقي **

                        ** کما احسن الله فيما مضي **
                                                   **
کـذلک يـحـسن فـيـما بـقي **

 

خرسندم به آنچه خداي متعال روزي من فرموده؛ و کارم را به آفريننده خود واگذار مي کنم؛ و مي دانم همانطور که در گذشته مرا مورد احسان خود قرار داد؛ در آينده نيز مشمول عواطف الهيه خود قرار ميدهد.

 


خداي متعال درباره مؤمن آل فرعون و عقيده او مي فرمايد:


«سوره مبارکه الغافر، آیات 44-45»



کار خود را بخدا واگذاردم که
او بـه حـال بـنـدگـان خـود بـيـنا اسـت،
خـدا هـم در بـرابـر، او را از بـيچـارگـي هائي
که فرعونيان بمکر و حيله گرد آورده بودند، نگهداري
فرمود و پيروان فرعون را به سخت ترين عذابي دچار ساخت.

 *************************

کلمه «تـفـويـض» از پنج حرف ترکيب يافته و براي هر يک از آن حرفها حکم به خصوص و دستور ويژه ايست که هر گاه کسي متوجه به آنها بود و آنها را به کار برد او را مفوّض و کسي که امورش را به خدا واگذاشته باشد مي گوئيم:

 


1ـ تاءِ: مفوّض کسي است که ترک تدبيرهاي دنيا کرده و امور خود را به پشتيباني از حيله گريهاي دنيوي انجام ندهد.

2ـ فاءِ: کليه اهتمامي که براي غير خدا بوده فاني و نابود سازد. يعني هرگونه همتي که ميخواهد بکار برد، فقط براي خدا و در راه خشنودي او باشد.

3ـ واو: به عهدي که با خدا به ميان آورده و پيماني که با جناب او استوار نموده، وفا نمايد و وعده هاي او را که در دنيا و آخرت به بندگان خود فرموده، تصديق کند.

4ـ ياءِ: از خود و نيروي بدني و انديشه دروني خويش مأيوس بود و تنها به خداي متعال يقين داشته و همه گونه نيرو را منحصر به او بداند.

5ـ ضاد: ضمير و قلب خود را با خداي خويش صاف و پاک ساخته و خود را مضطر و مبتلاي به جناب او بداند.

 



کسي که کارش را به خدا واگذار کند و نيرو و توانائي و انديشه خود را در انجام آن بطور کلي مداخله ندهد: بامداد که سر از بالش آسايش بر مي دارد از تمام آفتهاي دنيوي و پيش آمدهاي ناگوار، در امان است و شبانگاه به هيچ وجه ضعف و سستي در خود احساس نمي کند.

 


منبع: کتاب مصباح الشريعة، ص209، باب86.   

 

 

 

**اللّهم عجّل لوليک الفرج**