تبليغاتX
«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاًً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً » *** يَا فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ «س» ***
*** يَا فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ «س» ***
« هر که مهر فاطمه(س) در دل ندارد، دين ندارد ..... دين و ايمان، غير حبّ فاطمه(س) امکان ندارد »
شب نوزدهم و ضربت خوردن امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)
              

نزدیک سحر امشب آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بلند شدند از خانه بیرون بیایند، مرغابیان شروع کردند صدا کردن،حضرت فرمودند: اینها صداهائی است که پشت سرش نوحه گری ها دارد.همینکه حضرت علی (علیه السلام) خواستند از در منزل بیرون بیایند کمربند حضرت به میخ در گرفت.(۱)

آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمدند میان مسجد، چراغ مسجد را روشن نمودند، خواب رفته ها را بیدار کردند تا رسیدند به آن نانجیب دیدند دمر خوابیده، فرمودند: خواب دمر، شیطانی است، بیدار شو می دانم به چه منظوری آمدی.

رفتند بالای مأذنه شروع کردند اذان گفتن،(الله اکبر) امّا این آخرین اذان حضرت علی (علیه السلام) است.دیگر مردم کوفه صدای اذان امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نمی شنوند،دل عالم می لرزد ( أشهد أن لا اله الاّ الله ) کم کم مردم جمع شدند به سوی مسجد آمدند، حضرت به محراب عبادت ایستادند. چه نمازی،چه نمازی همینکه به سجده رفتند، آن نانجیب شمشیرش را بلند کرد.چنان به فرق آقا زد که محراب پر از خون شد ،صدای جبرئیل بلند شد ( تهمّدت والله ارکان الهدی قد قتل علیٌ المرتضی ) بخدا قسم ارکان هدایت خراب شد.

                                                                                                                          (۱) بحارالأنوار ، ج ۴۲ ، ص ۲۳۸ .

 "یا صاحب الزّمان عجّل ظهورک" 

2 نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 5:30  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)