|
|
«چرا لــــعــن می کنیم؟» |
|
|
کلمه « لــعــن » مترادف کلمه « نــفــریــن » است که معانی؛ تنفّر، انزجار، بیزاری و برائت را نیز در بر دارد و نقطه مقابل آن « دعــا » است.باید کسی را که مؤمن خالص و با خداست دعا کرد و برای او از خداوند تعالی رفع گرفتاری ها و ترفیع درجات عالیه را مسألت نمود و متقابلاً برای کسی که دشمن خدا و ضدّ دین اوست، نعمت هدایت را از خداوند متعال آرزو کرد و اگر قابل اصلاح و هدایت نیست و شرّ او به هیچ وجه از سر اهل ایمان کوتاه نمی شود و ضرر او همواره متوجه دین خداست، نفرین نمود. بحث لعن و تبرّی جستن ، بدعتی از جانب شیعیان نیست.زیرا زمانی که خالق انسان، در جای جای قرآنش، این افراد را لعن نموده و از رحمت خود دور ساخته، دیگران نیز باید به تبعیت از کلام خداوند ، آنها را لعن نمایند.
« همانا کسانی که خدا و رسول او را اذیت و آزار می دهند، مورد لعن خداوند متعال در دنیا و آخرت
به تصریح شیعه و سنّی (۱) (فریقین) هر کس حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) پارۀ قلب رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) را بیازارد، حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) را آزرده و هرکس رسولخدا را بیازارد، خداوند را آزرده است.
پس عمر و ابوبکر(لعنة الله علیهما) که به همراهی خالد بن ولید و مغیره و قنفذ (لعنة الله علیهم اجمعین) و سایر ملعونهایی که حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) را آزرده بلکه ایشان و فرزند مظلومش را به شهادت رساندند، در دنیا و آخرت مورد لعن خداوند متعال هستند.
(۱) مسلم بن حجاج نیشابوری در صحیح خود باب فضائل فاطمه"س" به سند خود از مسور بن مخرقه و مستدرک الصحیحین، ج۳، ص۱۵۳ «چـرا نـفـریـن؟»
**اللهمالعنالجبتوالطاغوت** |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 0:21 توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
||
|
|
به درک رفتن یزید ملعون |
|
|
حضرت علي بن موسي الرّضا(عليهما السلام) فرمودند:هر کس شطرنج و شراب را ببيند
************************* «اللهم العن يزيد بن معاوية بن ابي سفيان»
در روز 14 ربيع الأول، سنه 64، يزيد بن معاويه(لعنةالله عليهما) بدركات جحيم شتافت و در حوارين كه نام محلى است، بخاك رفت و اشاره به قبر او شده در اين شعر:
** يا ايـها الـقـبر بحـواريـنا **
و در اخبارالدول است كه به مرض ذات الجنب در حوران از دنيا رفت، جنازه اش را به دمشق آوردند و در باب صغير او را دفن كردند و قبرش اينك مزبله ميباشد. سنين عمرش به 37 رسيده بود و خلافتش سه سال و نه ماه طول كشيد. شرح كفر و زندقه و الحاد يزيد بن معاويه(لعنةالله عليهما) و اشعار كفرآميز او و لعنت كردن ابوالفرج - بن جوزى او را در منبر بغداد در كتب، مشهور است و جماعتى از اهل سنت اعتقاد بكفر او كرده اند و احمد بن حنبل و جماعت بسيارى تجويز لعن او نموده اند بلكه ابن الجوزى در اين باب كتابى نوشته موسوم به كتاب «الردعلى المتعصب العنيد المانع عن لعن يزيد.»
** کرد بعد از پدرش غصب خلافت به سه سال **
مسعودى گفته كه فرعون در رعيت خود، اعدال از يزيد(لعنةالله عليه) بود و ولايت او ننگ بزرگى بر اسلام شد. ابوالعلاء معرى گفته :
** اليس قريشكم قـتلت حـسـينا **
بالجمله، روز 14 ربيع الأول، روز سرور مؤمنين است و سزاوار است بجهت شكر اين نعمت آنكه اين روز را روزه بدارند.
منبع: کتاب فيض العلام فى عمل الشهور و وقايع الايام/ مؤلف: مرحوم حاج شيخ عباس قمي / باب هفتم: وقايع و اعمال ماه ربيع الأول.
**اللهمالعنالجبتوالطاغوت** |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 20:42 توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
||
|
|
ياد و نام بابا شجاع الدين فيروز ايراني گرامي و جاودان باد. |
|
|
«اَللّهُمَّ العَنِ الجِبتَ وَ الطّاغُوت»
قَالَ الصَّادِقُ(عَلَیهِ السَّلام): هَیهات کَذَّبَ مَنِ ادَّعي مَحَبَّتَنا وَ لَم یَتَبَرّاً مِن أعدائِنا.
** خواهي که رها از غم و هر واهمه باشي ** ** هر سال به يک نام و نشاني شده مشهور **
او که احیاگر غدیر ثانی و فطر دوم بود؛ او که با شجاعت خود باعث شد که از دل کوههای سهمگین غم و اندوه و مظلومیت موجی از اشک و شادی در چشمان دریایی ولی الله الاعظم به تلاطم درآید و لبان شیرین گفتار مولای متقیان بسان گلهای زیبای ماه ربیع بشکفد و این جمله گوهر بار به گوش شیفتگان مکتب علوی برسد که: « ای کاش حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) زنده بود و این خبر را میشنید. »
اویی که غنچه لبخند را در بهشت بر لبان یاس کبود احمدی رویاند و « فرحة الزّهراء » را آفرید؛ آری این بزرگ مرد کسی نبود جز « فیروز پسر ذکوان » که مردم لقب بابا شجاع الدین را برای او برگزیدند و اعراب کنیة
بعد از اینکه مسلمانان به ایران حمله کردند،عدّه زیادی از ایرانیان را اسیر نموده و اموال آنها را غارت کردند.اسرای ایرانی که در بین آنها
مغیرة بن شعبه از دوستان نزدیک عمر(لعنة الله علیه) بود که وی حکمرانی بین النهرین را به او داده بود، در بین اسرای ایرانی « ابولؤلؤ » از این حرف بسیار رنجیده شد،چرا که این مبلغ بسیار زیاد بود و به هیچ وجه قدرت پرداخت آن را نداشت.وقتی مغیره از بین النهرین به مدینه آمد تا گزارش حوزۀ حکمرانی خود را به عمر(لعنة الله علیه) دهد، غلامش « ابولؤلؤ » را نیز با خود به مدینه آورد.
و اینچنین روشن شد کسی که ادعای خلافت بر مسلمین را دارد حتی نمی تواند به شکایت یک غلام رسیدگی نماید و حق او را بگیرد و ظالمانه به نفع صاحب او حکم میکند. سپس عمر(لعنة الله علیه) از
از قضا در همان ایام در سه شب متوالی عمر(لعنة الله علیه) در خواب دید که یک خروس جنگی وحشت آوری به او حمله ور گردیده و با منقار خود آنقدر به صورتش زد که خون جاری شد.هر شب که این خواب را میدید وحشت زده تر میشد و میگفت که من از این خواب استنباط میکنم که مرگم نزدیک شده است. از سوی دیگر
در روایت آمده که
** هـر کـس ولای مـرتـضـی(ع) دارد بـیایـد** ** هـان ای ابـولؤلؤ عجـب اعجاز کردی **
عمر(لعنة الله علیه) در حالیکه دستان خود را باز کرده بود نقش زمین شد و فریاد زد او را بگیرید،مردم هجوم آوردند.
سپس حضرت نامه ای را که خطاب به حاکم کاشان نوشته بودند به« ابولؤلؤ » دادند و فرمودند: به بیرون از مدینه برو و هفت سورۀ حمد بخوان تا به هر شهری که میخواهی بروی.
از طرف دیگر مردم عمر(لعنة الله علیه) را که نقش زمین شده بود را به خانه رسانیدند و طبیبی برای او حاضر نمودند.طبیب با مشاهده شکم پارۀ او برای اینکه از شدت اطلاع پیدا کند به او گفت: چه نوشیدنی ای را بسیار دوست داری؟ عمر(لعنة الله علیه) گفت: نبیذ(شراب) . طبیب دستور داد نبیذ(شراب) آوردند.او خورد ولی چون به رنگ خون بود،طبیب نتوانست بفهمد که خون از روده های او بیرون میریزد یا شراب.لذا به حرف او اعتنا نکرد و گفت:شیر بیاورید و به او خورانیدند و از روده های او بیرون ریخت.
طبیب گفت:هرکاری که دارد انجام دهد و هر چه دوست دارد بخورد،کتمان نمی کنم که امروز تا غروب زنده بماند.عمر(لعنة الله علیه) پیوسته شراب می خورد و در آخر هم همانطور که همواره در عمر خود آرزو میکرد با شکمی پر از شراب به درک واصل شد.
(1) سفینة البحار،ج7،ص560،از ریاض ملا عبدالله افندی.
**اللهمالعنالجبتوالطاغوت** |
||
|
2
نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت 15:40 توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
||
|
|
اللهم العن الجبت و الطاغوت |
|
![]() ![]()
همانگونه که در هجدهمین روز ذی الحجه، «عـیـد غـدیـر خـم» پیمان ولایت و دوستی با امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) را بستیم، در نهمین روز ربیع الاوّل، «عـیـدالـزّهـراء» نیز پیمان برائت و دشمنی با دشمنان حضرت علی بن ابیطالب(علیه السلام) و حضرت فاطمه زهراء(علیها السلام) را می بندیم.
روز نهم ربیع الاول از دو جهت نزد شیعه فضیلت و اهمیت دارد.یکی از جهت قتل عدوّ خدا و عدوّ رسولخدا(صلی الله علیه و آله وسلم) یعنی عمربن الخطاب به دست یکی از اصحاب با اخلاص حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) جناب بابا شجاع الدین فیروز ایرانی، غلام مغیرة بن شعبه، معروف به ابولؤلؤ(رحمة الله علیه) (1) و دیگر جهت اهمیت این روز به سبب خلافت و امامت امام دوازدهم حضرت صاحب الامر، مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. زیرا که علی المشهور در روز هشتم ربیع الاول شهادت امام یازدهم، حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) واقع شده است. (۲) که در روایتی شیخ طوسی(رحمة الله علیه) نقل میکند: روزی حدود چهل تن از شیعیان حضور حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) شرفیاب شدند و از حضرتش تقاضا کردند حجت پس از خویش را به آنها معرفی فرمایند. ناگاه پسری دیدند همچون پارۀ ماه که شبیه ترین مردمان به ابومحمّد حسن بن علی(علیهما السلام) بود. آنگاه حضرتش فرمودند: « هذا امامکم من بعدی و خلیفتی علیکم، ... فهو خلیفة امامکم والامر علیه » این است امام شما بعد از من و خلیفه من بر شما، ... پس اوست خلیفه امام شما و امر به دست او میباشد. (۳) پس ما روز نهم ربیع الاول را جشن میگیریم و از دشمنان آل محمّد(علیهم السلام) بیزاری میجوئیم و لعن و نفرین ابدی و دائمی خود را بر آنان میفرستیم و از خداوند مسئلت داریم، آن به آن بر عذاب عمر و ابابکر و ... بیفزاید و از نسل و ذریه ما تا روز قیامت دوست و محب برای این دو ملعون قرار ندهد و لحظه به لحظه بغض و عداوت و دشمنی ما را نسبت به این دو ملعون ابد و ازل افزایش دهد؛ بحق خودش و رحمت بی پایانش.
(1) تتمة المنتهی ، ص11.
** هرآن زمان که یادی از غصب خلافت کنم ** ** به اولـــی و دومـــی هـمیـشه لـعـنـت کنم **
**اللهمالعنالجبتوالطاغوت** |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 5:0 توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
||