|
|
در بيان غارت نمودن لشكر، خِيام حرم را |
|
|
«در بيان غارت نمودن لشكر، خِيام حرم را»
چون لشكر از كار حضرت امام حسين(عليه السّلام) پرداختند آهنگ خِيام مقدسه و سَرادق اهل بيت عصمت(علیهم السلام) نمودند و در رفتن از هم سبقت مى كردند، چون به خِيام محترم رسيدند مشغول به تاراج و يغما شدند و آنچه اسباب و اثقال بود غارت كردند و جامه ها را به منازعت و مغالبت ربودند و از وَرِس و حُلّى و حُلَل چيزى به جاى نگذاشتند و اسب و شتر و مواشى آنچه ديدار شد ببردند، و تفصيل اين واقعه شايسته ذكر نباشد.
پس به حمايت اهل بيت(علیهم السلام) رو به لشكر كرد و گفت: لا حُكْمَ اِلا للّهِ يا لَثاراتِ رَسُولِ اللّهِ.
** چُـو كـار شــاه لـشـكــر بـر سـر آمد **
اين هنگام عمر سعد در رسيد، زنان اهل بيت(علیهم السلام) نزد او جمع شدند و بر روى او صيحه زدند و سخت بگريستند كه آن شقى بر حال آنها رقّت كرد و به اصحاب خود فرمان دا كه ديگر كسى به خيمه زنان داخل نشود و آن جوان بيمار را متعرّض نگردد. ابن سعد لشكر را گفت كه هر كس آنچه ربوده به ايشان ردّ نمايد، سوگند به خدا كه هيچ كس امتثال امر او نكرد و چيزى ردّ نكردند. پس اِبْن سعد جماعتى را امر كرد كه موكّل بر حفظ خِيام باشند كه كسى از زنها بيرون نشود و لشكر هم متعرض حال آنها نگردند، پس روى به خيمه خود آورد و لشكر را ندا در داد كه: مَنْ يَنْتَدِبُ لِلْحُسَيْنِ؟
ابن زياد گفت چه كسانيد؟ گفتند: اى امير! ما آن كسانيم كه امير را نيكو خدمت كرديم ، اسب بر بدن حسین(علیه السلام) رانديم به حدّى كه استخوانهاى سينه او را به زير سُم ستور مانند آرد نرم كرديم؛ ابن زياد وَقْعى برايشان نگذاشت.
**اللّهم عجّل لوليک الفرج** |
||
|
2
نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 12:13 توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
||
|
|
در بيان وقايعى كه بعد از شهادت واقع شد |
|
|
راوى گفت : پس اُم كلثوم(علیها السلام) دست بر سر گذاشت و بانگ ندبه و عويل برداشت و مى گفت :
و آن قدر ندبه و گريه كرد تا غشّ كرد. و حال ديگر اهل بيت(علیهم السلام) نيز چنين بوده و خدا داند حال اهل بيت حضرت سيدالشهداء(عليه السّلام) را كه در آن هنگام چه بر آنها گذشت كه احدى را ياراى تصوّر و بيان تقرير و تحرير آن نيست .
و در زیارت ناحیه مقدسه آمده است:
راوى گفت : چون لشكر، حضرت امام حسین(علیه السلام) را شهيد كردند به جهت طمعِ رُبودن لباس او بر جَسَد مقدّس آن شهيد مظلوم روى آوردند، پيراهن شريفش را اسحاق بن حَيْوَة (۳) حَضْرَمى برداشت و بر تن پوشيد و مبروص شد و مُوى سر و رويش ريخت، و در آن پيراهن زياده از صد و ده سوراخ تير و نيزه و شمشير بود.
روايت شده كه آن ملعون مجذوم شد و اهل بيت او از او كناره كردند و او را در مَزابل افكندند و هنوز زنده بود كه سگها گوشتش را مى دريدند. زره حضرت سيدالشهداء(عليه السّلام) را عمر سعد برگرفت و وقتى كه مختار او را بكشت آن زره را به قاتل او ابوعمره بخشيد، و چنين مى نمايد كه حضرت امام حسین(علیه السلام) را دو زره بوده زيرا گفته اند كه زره ديگرش را مالك بن يسر ربود و ديوانه شد. و شمشير آن حضرت را جُمَيْع بن الْخَلِق اءَوْدي، و به قولى اَسْوَد بن حَنْظَله تَميمى، و به روايتى فَلافِس نَهْشَلى برداشت ، و اين شمشير غير از ذوالفقار است زيرا كه ذوالفقار يا امثال خُودْ از ذخاير نبوت و امامت مصون و محفوظ است. (۵) مؤلّف گويد: كه در كتب مقاتل ذكرى از ربودن جامه و اسلحه ساير شهداء(رضى الله عنهم) نشده لكن آنچه به نظر مى رسد آن است كه اَجلاف كوفه اِبقاء بر احدى نكردند و آنچه بر بدن آنها بود ربودند.ابن نما گفته كه حكيم بن طُفَيلْ جامه و اسلحه حضرت ابوالفضل العباس(عليه السّلام) را ربود. (۶)
(۱) (بحارالانوار) 45/60. *********************** «ذوالجناح»
** گـوچه کردی تو ماه زهـراء(س) را ** ** بـال او خـونـیـن، چـشـم او گـریان ** ** هـر یـکی دارنـد پـرسـش از بـابـا ** ** ازسروچشمش اشک وخون ریزد ** ** شــد در خــیــمـه شـورش غـوغـا ** ** ذوالـجـنـا زین پیـش، با وفـا بودی ** ** از چـه روای اســـب آمـدی تـنـهـا **
**اللّهم عجّل لوليک الفرج** |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 15:45 توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
||