|
|
احتجاج امیرالمؤمنین(علیه السلام)برقوم،در ترک مخاصمت ابوبکروعمر(لعنة الله علیهما) |
|
|
مروی است که بعد از مراجعت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) از جنگ خوارج نهروان و رحل اقامت در کوفه، روزی با جمعی از اصحاب به سعادت و اقبال نشسته بودند و سخن از هر باب، مذکور میفرمودند.در آن مقام شخصی اجرای کلام بی نظام خود بدین وجه انتظام داد که: یا علی(علیه السلام)! چرا با ابوبکر و عمر(لعنة الله علیهما) محاربه ننمودی، چنانچه با طلحه و زبیر و معاویه(لعنة الله علیهم اجمعین) مقاتله فرمودی؟ حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) فرمودند:که من پیوسته مظلوم در حقّ خود بودم.اشعث بن قیس برخاست و گفت:هرگاه تو مظلوم بودی پس چرا شمشیر نزدی و حق خود از غیرنگرفتی؟ اول: آن اعیان، حضرت نوح(علیه السلام) الملک المنان، چنانچه حقایق احوال آن نبی عالی شأن در قرآن لازم الأذعان واضح و عیان است که: قَالَ رَبّ: « إنّي مَغلوبٌ فَانتَصِرُ » (سورۀ القمر، آیه ۱۰) چون رفع و دفع غلبگی آن کفره لئام موقوف به مشیّت و ارادۀ تو ای حضرت واهب علام است، بعد از رفع آن مرا بر آن کافران غالب و منصور گردان.اگر قایلی گوید که حضرت نوح(علیه السلام) به غیر خوف، متکلم به مثل این کلام گردید، پس بدرستی و تحقیق که آن شخص کافر زندیق است و اگر گوید که از روی ضرورت و عذر، آنحضرت متکلم به این سخن گردید، پس وصیّ نبی معذورتر از رسول خدای اکبر است. ************************* دوم: اقتدا و تأسی من منوط به حضرت لوط (علیه السلام) است.چنانچه حضرت ایزد واهب بی امتنان از حقیقت عجز و عذر آن نبی رفیع مکان، در قرآن بیان نمود که فرموده است: « لَو اَنَّ لِي بِکُم قُوَّةً اَوآوي إلَی رُکنٍ شَدیدٍ » (سورۀ هود، آیه ۸۰) اگر قائلی گوید که:حضرت لوط (علیه السلام) قائل به این به غیر هم و هول گردید، پس آنکس به یقین کافر و بی دین است، و اگر گوید:که آن تکلم به این کلام نبی ملک العلام، از روی عذر و ابرام نمود، پس وصی، أعذر و احق است در هنگام ضرورت به این کلام. ************************* سوم: مرا از ارتکاب این امر جمیل، اقتدا به سبیل حضرت ابراهیم خلیل(علیه السلام) ملک الجلیل است. چنانچه حقیقت احوال آن نبی اکرم عالی شأن در قرآن مذکور و عیان است که: « وَ اَعتَزِلُکُم وَ مَا تَدعُونَ مُن دوُنِ اللهِ » (سورۀ مریم، آیه ۴۸) اگر قائلی گوید که:حضرت ابراهیم خلیل(علیه السلام) به خوف و ابرام کفره عاقبت و خام، متکلم به مثل کلام گردید، به یقین آنکس، کافر نومید از حضرت واحد اقدس خواهد بود؛ و اگر گوید که از روی ضرورت و عذر بود، پس وصی نبی اعذر باشد. ************************* چهارم: مرا اقتدا به حضرت موسی(علیه السلام) است، چنانچه احوال آن رسول رب غفور، در قرآن مذکور است که: « فَفَرَرتُ مِنکُم لَمَّا خِفتُکُم » (سورۀ شعراء، آیه ۲۱) اگر شخصی گوید که: حضرت موسی(علیه السلام) این کلام، نه از روی خوف و ابرام قبطیان لئام نمود، بی شبهه آنکس کافر مرتاب است و اگر قائل به عذر گردد که آن رسول عالیقدر، متکلم به این کلام در هنگام عذر گردید، پس عذر وصی نبی، بیشتر و او در مظان خوف و بیم، معذورتر باشد. ************************* پنجم: مرا اقتدا به برادر موسی، هارون(علیهما السلام) است.چنانچه حقیقت احوال آن نبی رفیع الشأن، در قرآن مسطور و عیان است و خدای متعال فرموده است که: « قَالَ بنَ اُمَّ إنَّ القَومَ استَضعَفُوني وَ کَادوُا یَقتُلوُنَني » (سورۀ اعراف، آیه۱۵۰) پس اگر قائلی گوید که: حضرت هارون(علیه السلام) به غیر خوف و بیم، متکلم به این حرف و سخن گردید، آن کاذب ابتر بی شک و ریب، کافر است و اگر گوید که ضرورت و عذر، سبب تکلم به این کلام گردید، پس در هنگام ضرورت، وصی معذورتر باشد. ************************* ششم: مرا اقتدا و تأسی به برادرم خیرالبشر حضرت محمّدمصطفی(صلی الله علیه وآله وسلم) است، زیرا که آنحضرت به اقبال سعادت، به غار تشریف ارزانی داشت، مرا به فراش خویش گذاشت. اگر قائلی گوید که:پیغمبر حضرت واحد غفار، به غیر خوف و بیم به آن غار رفت، آن قائل بی خبر، بی شبهه کافر است و اگر گوید:که آن رسول مختار، اختیار این کار از روی خوف و اضطرار نمود، پس وصی او در هنگام ضرورت و اجبار، به یقین در اختیار مثل آن کار، معذورتر باشد.
چون امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) کلام به اتمام رسانید، جمیع مستسعدین آن مجلس دارالسلام، بالتمام برپای خاستند و معروض رأی فیض اقتضاء آن امام الوری گردانیدند که: یا امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)! الحال ما دانستیم که قول، قول شماست و ما در رأی خود، خطا کرده و گناهکاریم.لیکن توبه از آن قول و فعل نموده، رجوع به حضرت خدای عزوجل نمودیم. (۱)
(۱) کتاب شرح و ترجمه احتجاج طبرسی،ج۲،ص۲۵۹ تا ۲۶۲. ************************* ** در مـذهـب ما كـلام حق، ناد علي(ع) ست ** ** از جــمـلـه آفــريــنــش كــون و مــكــان **
"يا صاحب الزّمان عجّل ظهورک" |
||
|
2
نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 6:9 توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
||
|
|
یا مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ادرکنی |
|
|
قَالَ المَهدي (عَجَّلَ اللهُ تَعالي فَرَجَهُ الشَّریف): وَ أمّا وَجهُ الإنتِفاعَ بِي فِي غَیبَتِي فَکَاالإنتِفاعِ بالشَّمسِ إذا غَیَّبتَها عَنِ الأبصارِ السَّحابُ؛
حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: و امّا نحوۀ بهره گیری از من در زمان غیبتم مانند بهره گرفتن از خورشیدی است
(۱) شیخ طوسی،کتاب الغیبة،ص۱۷۶/اعلام الوری،ص۴۲۳/الاحتجاج،ج۲،ص۴۶۹/کشف الغمة،ج۳،ص۳۲۱/اثبات الهداة،ج۳،ص۷۵۶،ح۴۲. ***************************** « یــــــَــا مــــَــــهــــــــدِي (عج) »
** چونکه فردامی شود گویم که فردای دگر** ** آنقدر امروز و فـردا انـتظارش می کشم **
"يا صاحب الزّمان عجّل ظهورک" |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 9:52 توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
||
|
|
حکم اسلام درباره موسیقی و شطرنج |
|
|
« حکم اسلام درباره موسیقی و شطرنج»
1_ پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:ملائکه داخل خانه ای نمیشود که در آن خُمر (شراب) یا دایره یا کمانچه باشد و دعایشان مستجاب نمیشود و خداوند از آنها برکت را برمی دارد.(کمانچه، سه یا هفت تار دارد و ویلون مدرن آن است).
2_ عاصم بن حمید از امام جعفر صادق(علیه السلام) نقل کرده که عمل نیکی نیست که بنده انجام دهد مگر اینکه در قرآن برای او ثوابی هست، مگر نماز شب. چه خداوند ثوابش را بیان نکرده است و به جهت اهمیتی که پیش خدا دارد ثواب آنرا به وضوح نگفته و به اجمال چنین بیان داشته است:هیچکس نمیداند که خداوند چه پنهان کرده از آن چیزهایی که باعث روشنی چشم هاست، برای آنان جزایی در مقابل عملشان(سورۀ سجده، آیه 17) سپس امام جعفر صادق(علیه السلام) راجع به کرامتی که در روزهای جمعه به بندگانش ارزانی میدارد اشاره می فرماید.عاصم بن حمید گوید:گفتم فدایت شوم؛میخواهم از شما چیزی بپرسم ولی حیاء میکنم. امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمودند:بپرس.گفتم آیا در بهشت غناء هست؟فرمودند: در بهشت درختی است خداوند به بادها امر میکند که بوزند و این درخت،صداهایی بیرون پخش میکند که خلایق به آن خوبی و زیبایی صدایی نشنیده اند.سپس فرمودند: این عوض است برای کسیکه شنیدن غناء و موسیقی را در دنیا ترک نموده، از خوف خدا.
3_ صفوان بن امیه گوید پیش رسولخدا(صلی الله علیه وآله وسلم) بودیم که شخصی به نام عمر بن فرّه آمد و گفت:یا رسول الله! خداوند به من بدبختی نوشته چرا که روزیِ من همه اش از این دایره زدن میرسد.حال که چنین است شما هم به من اجازه بدهید در غناء کردن که البته قول میدهم که خالی از دروغ و ناروا باشد.پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:هرگز اجازه نمیدهم،نعمت و خیری در آن نیست.ای دشمن خدا! خداوند به تو روزیِ حلال داده و تو خود حرام را اختیار کرده ای،عوض آنچه از حلال به تو نصیب کرده.آگاه باش که بعد ا این اگر چنین حرفی بزنی تو را شدیداً تنبیه میکنم.
مأخذ روایات: تفسیر علی بن ابراهیم به نقل بحارالأنوار،ج8،ص126./بحارالأنوار،ج5،ص150.
************************* 4_ مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در حدیث مناهی النبی(صلی الله علیه واله وسلم)،نهی کرده از بازی نرد و شطرنج، کوبه و عرطبه و آن طنبور است و عود یعنی طبل و نهی کرده از فروش نرد و شطرنج و فرموده:هرکس چنین کند او به منزله خورنده گوشت خوک است.
5_ مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) فرمودند:چند نفر است که نباید به آنها سلام گفت.از جمله اصحاب نرد و شطرنج، اصحاب خُمر و شراب و بربط و تنبور، و کسانی که با فحش دادن به مادرها زبان باز میکنند.
6_ ابوبصیر گفت نزد حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) بودم که مردی به ایشان گفت پدر و مادرم فدایت.من وارد توالت خانه ام میشوم و مرا همسایگانی است که نزد آنها زنان آوازه خوان است.خوانندگی میکنند و تار میزنند و ای بسا من نشست خود را طول میدهم تا قدری بشنوم. حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمودند:نکن این کار را. مرد گفت:به خدا من با پای خود به این نیت نمیروم فقط شنیدن است که با گوش خود میشنوم.امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمودند:آیا نشنیده ای که خداوند می فرماید: « إنّ السّمع والبصر والفؤاد کلّ اولئک کان عنهم مسئولا » گفت:نه والله. و گویا تا حال این آیه را نشنیده بودم نه از عربی و نه از عجمی. بالاخره تصمیم گرفتم که به خواست خداوند تکرار نکنم و من استغفار میکنم از خداوند.امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمودند:برخیز و غسل کن و هر قدر میتوانی نماز بگزار،زیرا تو بر گناه بزرگی آلوده بودی. چقدر بد بود برایت که اگر در آن حال میمردی.خدا را شکر کن و از هرچه مکروه دارد توبه کن که خداوند مکروه ندارد،مگر قبیح را.پس قبیح را به اهلش واگذار، زیرا برای هرچیز اهلی هست.
مأخذ روایات:بحارالأنوار،ج8،ص196./خصال به نقل بحارالأنوار،ج76،ص34./تفسیر عیاشی به نقل بحارالأنوار،ج6،ص34.
************************* 7_ یکی از اصحاب امام جعفر صادق(علیه السلام) راجع به شطرنج سؤال کرد و گفت:من خود را با شطرنج بازی سرگرم و مشغول مکینم.حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمودند:شطرنج همان چیزی است که خدای تعالی میفرماید: «إجتنبوا الرّجس من الاوثان و إجتنبوا قول الزّور» (سورۀ حجّ، آیه 30) و «قول الزّور» غناء است و مؤمن از جمیع این قبیل سرگرمی ها بی نیاز است و خود مشغولیت مهمی دارد.مؤمن کجا و خود را به لهویات سرگرم کردن کجا؟ برای خاطر اینکه این سرگرمی ها منجر به قساوت قلب(سختی و سیاهی دل) میشود و باعث نفاق و دورویی میگردد(شخص بالاخره منافق میشود و نمیتواند مؤمن متعهد باشد).
مأخذ روایت: مستدرک به نقل بحارالأنوار،ج76،ص356. ************************* ۸ـ در سوره مؤمنون در شرایط رستگاری و سعادت میفرماید: «والذینهم عن اللغو معرضون» همواره از لغو روی گردانند.یعنی از غناء و سرگرمی ها. از حضرت علی (علیه السلام) روایت شده که هرسخنی که در آن ذکر نباشد، آن لغو است و از امام صادق(علیه السلام) نیز در تفسیر این آیه آمده که آن، غناء و موسیقی، و سرگرمی ها است. مأخذ روایت:مکاسب شیخ انصاری،ج11،ص260./تفسیر علی بن ابراهیم قمی. ************************* ۹ـ حضرت علی بن موسی الرّضا(علیهما السلام) فرمودند: هرکس در خانه اش چهل روز طنبور یا عود(طبل) یا چیزی از وسایل لهو و سرگرمی از اقسام موسیقی و شطرنج و امثال اینها را نگهداری کند بی تردید او به غضب الله گرفتار آید و اگر در این چهلم بمیرد فاسق و فاجر مرده و جایگاهش آتش است و چه بد جایگاهی است.
۱۰ـ حضرت علی بن موسی الرّضا(علیهما السلام) فرمودند:هر کس شطرنج و شراب را ببیند به یزید(لعنة الله علیه) لعن کند، زیرا هنگامی که سر مبارک جدّم حضرت امام حسین(علیه السلام) را پیش او گذاشتند شادی میکرد، شراب میخورد و قمار مینمود.
مأخذ روایات:سفینة البحار،ج1،ص342./بحارالأنوار،ج48،ص179./ارشادالقلوب./تحف العقول به نقل بحارالأنوا،ج103،ص47.
"يا صاحب الزّمان عجّل ظهورک" |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 20:3 توسط کنیزان حضرت زهراء(س)
|
||