تبليغاتX
«أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاًً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً » *** يَا فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ «س» ***
*** يَا فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ «س» ***
« هر که مهر فاطمه(س) در دل ندارد، دين ندارد ..... دين و ايمان، غير حبّ فاطمه(س) امکان ندارد »
ذکر کیفیت نوعی صلوات

رئیس المحدثین شیخ صدوق"قدس سره" در کتاب شریف "معانی الاخبار" از مولای ما امام صادق"علیه السلام" روایت نموده که آن حضرت فرمودند: به خدا سوگند هر کس که(ازشیعیان ودوستداران اهل بیت باشد و از دشمنان اهل بیت بیزاری جوید) بدینگونه بر محمّد و آل محمّد علیهم الصّلوة و السّلام صلوات بفرستد از گناهان خارج می شود مانند روزی که از مادر متولّد شده است:

                         

قالَ الصَّادِقُ "علیه السلام" :نَحنُ مَعاشِرَبَنی هاشِمٍ نَأمُرُ کِبارَنا وَ صِغارَنا بِسِبِّهِما وَ البَرآئَةِ مِنهُما.

امام صادق"علیه السلام"فرمودند:ما جماعت بنی هاشم بزرگ و کوچکمان را امر می کنیم به سبّ به آن دو(ابوبکر و عمر) و بیزاری جستن از آن دو.

                                                                                  «بحارالأ نوار، ج۴۷ ، ص۳۲۳»

 

قالَ الصَّادِقُ"علیه السّلام":وَالَّذی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالحَقِّ لَو أنَّ جَبرَئیلَ وَ میکائیلَ کانَ في قَلبَیهِما شَیءٌ مِن حُبِّهِما لَأکَبَّهُمَا اللهُ فِی النّارِ عَلی وُجوُهِهِما.

امام صادق "علیه السلام" فرمودند:سوگند به خدائی که حضرت محمد"صلی الله علیه وآله وسلم"را به حق مبعوث نموده٬اگر در قلب جبرئیل و میکائیل ذره ای از محبت آن دو نفر(ابوبکر و عمر)بود خداوند٬ آنان(جبرئیل و میکائیل)را با صورت در آتش جهنم می انداخت.

                                                                                                            « بحارالأ نوار، ج۴۵، ص۳۳۹»    

2 نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 12:27  توسط کنیزان حضرت زهراء(س) 

"السلام علیک یا ام المصائب،زینب کبری"

"السلام علیک یا زینب کبری(س)"وفات جانسوز اسطورۀ صبر واستقامت، پرچمدارکربلاء،عالمۀ غیر معلّمه، امّ المصائب حضرت زینب کبری"سلام الله علیها" را به پیشگاه مقدس آقا حجت بن حسن  العسکری "عجل الله تعالی فرجه الشریف" وتمامی شیعیان ودوستداران آن بانوی والا مقام تسلیت وتعزیت عرض مینمائیم.  

زینب آن خواهرغمخوار حسین

                مونس ومحرم اسرارحسین

     

 

   "یـــا صـــاحـــب الـــزّمـــان عـــجّـــل ظـــهـــورک"

2 نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 11:5  توسط کنیزان حضرت زهراء(س) 

السلام علیک یا عقیله بنی هاشم
*****زینب مدد.....عقیلة العرب***** 
2 نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 19:44  توسط کنیزان حضرت زهراء(س) 

السلام علیک یا بقیة الله السلام علیک یا بن رسول الله.
"یا قا ئم آل محمد"       «لقب امیرالمؤمنین "علیه السلام"از جانب خداست»

از امام صادق"علیه السلام"سؤال شد آیا به قائم آل محمد"علیه السلام"امیرالمؤمنین خطاب می شود؟

فرمودند:نه،آن اسمی است که خدا،علی بن ابیطالب"علیه السلام" را به آن اسم خواند، و کسی به آن اسم نامیده نشده، نه قبل از او و نه بعد از او ، مگر اینکه کافر باشد.(۱)

(۱)کافی ، ج۱ ، ص۴۱۱ ، ح۲.

ای در آئـیـنـه آدیـنه جـمـال تـو عـیـان

             حُسن روی تو عیان است،چه حاجت به بیان

 

      "یا صاحب الزّمان عجّل ظهورک"

2 نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1384ساعت 19:45  توسط کنیزان حضرت زهراء(س) 

"السلام علیک یا امیرالمؤمنین"

**********میسر نگرد د ، به کس این سعا د ت********** **********به  کعبه ولاد ت به مسجد ، شهادت**********ولادت با سعادت اولین پیشوای شیعیان٬ امام المتقین ٬مولی الموحدین٬قائدالغرالمحجّلین٬یعسوب الدین٬آقا امیرالمؤمنین٬ علی"علیه السلام"را به پیشگاه مقدس حجة بن الحسن"عجل الله تعالی وفرجه الشریف"و تمامی شیعیان٬محبان و دوستداران آنحضرت تبریک و تهنیت عرض می نمائیم. 

 

      اسلام بجز حب علی"علیه السلام"مایه ندارد             قرآن بجز مدح علی"علیه السلام"آیه ندارد

                        کــه عــــلـی "علیه السلام"نــور بــود، ســایــه نــدارد

                   (ألا لَعنةُ الله عَلی مُبغِضي علی بن ابیطالب"علیه السلام")

                     (اللّهُمَّ اجعَلني مِن شِیعَةِ أمیرالمؤمنین "علیه السلام" )

          

 

 "یــــا صـــاحـــب الــــّزمـــان عــــجّـــــل ظـــهــــورک"

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 20:38  توسط کنیزان حضرت زهراء(س) 

"لافتی الا علی لا سیف الا ذولفقار"

قال رسول الله(ص):"حب علی حسنه لا تضرمعها سیه"روزی که علی به کعبه آمد بوجود 

          از بهـر علی خـدا در کعـبـه گشـود

دربسته بداد خانه خود را به علی 

        یعنی که علی است خانه زادمعبود  

****************************** 

یک حلقه به باب جـنت آویزان است

           دائم به نوا علی علی گویان است

این شاهدآنست که دربست٬بهشت                       مختص علی"علیه السلام" و جمله یاران است

    

 

"یــا صــاحــب الــزمــان عــجــّل ظــهــورک"

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 13:6  توسط کنیزان حضرت زهراء(س) 

عقیدۀ مسیحیان راجع به تثلیث"2"

اگر هریک از آلهه ثلاثه(اب و ابن و روح القدس) قادر باشد بر شغل دیگری٬وجود آنهای دیگر زاید خواهد بود و بی مصرف.و اگر قادر نباشد لازم می آید هر سه عاجز باشند و عجز بر خدا روا نیست.و ایضاً اعتناد مینایند که اقنوم ابن از اب متولد شد و اقنوم روح القدس از اب و ابن در ازل(اقنوم روح القدس عقیم است چیزی نزائیده) بدین معنی که اب بقوۀ ایجاد٬مثل خود را از خود صادر نموده و جدا ساخت. و اب و ابن مثل خود را از صادر نموده و جدا ساخته اند. و معنی اینکه نصارا می گویند عیسی ابن الله است همین است ٬عیسی را الله بگویند یا ابن الله٬ معنی یکی است. لهذا خدا میفرماید:«و قالوا اتّخذالرحمن ولداً .............»(سوره مریم٬آیه ۷۸ الی ۹۳) اگر کسی گوید بنابراین چرا روح القدس را بنت الله و بنت الابن نگوئیم به اعتبار مقدار زائیده شدۀ از اب و ابن و سبط الله به اعتبار مقدار صادر شده از اب٬ وهکذا چرا روح القدس را بنت نگوئیم نسبت به ابن٬و ابن را اب ٬ و اب را جد نسبت به او.جواب مسیحی آنستکه قانون مقتضی این اطلاقات است ولکن چون ما تابع انجیل میباشیم و این تفصیل در انجیل وارد نشده لهذا ما جسارت نمیکنیم که این نحو اسماء و القاب را به خدایان خود بدهیم.

سؤال: در چه زمان ابن از اب و روح از اب و ابن متولد شد؟                                                       جواب مسیحیت:در ازل.

سؤال: روح القدس از اب و ابن در آن واحد صادر گشت یا در آنات مختلفه؟                                     جواب مسیحیت: چیزی در این خصوص در انجیل بیان نشده.

سؤال: از هر کدام از اب و ابن نصف حقیقی روح القدس متولد شد یا کم و زیاد؟                             جواب مسیحیت:این تفصیل در انجیل مفقود و غیر موجود است.

سؤال: اب و ابن شکم بزا که دارند ٬چرا اب یک ولد و نصف زائید و ابن نصف ولد؟ سبب عقم قبل و بعد چه بوده وچه شد؟                                                                                                                  جواب مسیحیت:عرض کردم این تفصیلات در انجیل نیست و ما هم اینگونه سؤال و جواب را صحیح نمیدانیم.آنچه در انجیل نیست ما نمی گوئیم.

تنبیه:مریمیون یکی از فرق نصاری هستند،عوض روح القدس ،اقنوم سوم ،مریم را دانند و کاتولیک ها الی یومنا هذا مریم را مکمله تثلیث دانند و او را والدة الله میخوانند و در مقام دعا گویند:ای مادر خدا ما را فریاد رس.و قوله تعالی مارا از عقیده مریمیون خبر میدهد:«و اذ قال الله یا عیسی بن مریمءانت قلت للناس اتّخذونی و امّی الهین من دون الله .......... » ((و یاد کن آنگاه که خدا به عیسی بن مریم گفت آیا تو به مردم گفتی من و مادرم را دو خدای دیگر سوای خدای عالم اختیار کنید؟عیسی گفت خدایا تو(از شبه و مثل وشرک)منزهی هرگز مرا نرسد که چنین سخنی به ناحق گویم چنانکه من اینرا گفته بودم تو میدانستی که تو از اسرار من آگاهی و من از سّر تو آگاه نیستم همانا توئی که به همه اسرار جهانیان آگاهی)) "سوره مائده٬آیه ۱۱۶"

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 16:49  توسط کنیزان حضرت زهراء(س) 

عقیدۀ مسیحیان راجع به تثلیث"1"
 عقیدۀ مسیحیان راجع به تثلیث

برای توضیح عقیدۀ مسیحیان راجع به تثلیث خوب است بدانیدکه حضرات مسیحیه عموماً که الیوم در ربع مسکون سکنی دارند جمیع فرق ایشان من دون استثناء اعتقاد مینمایند که ذات مقدس حق تعالی جلت عظمته مشتمل بر سه اقنوم و مرکب از سه اقنوم است.اب وابن و روح القدس.(اقنوم لفظی است سریانی و بمعنی اصل است)و این سه اقنوم یک ٬و یک سه است.و این سه متحدند بتوحید حقیقی٬و ممتازند به امتیاز حقیقی.و علاقه اتحاد را هیچکس نمیداند.و اگر کسی سؤال کند که چگونه سه یک٬و یک سه میشود٬در جواب او میگویند که این سرّی است از اسرار ذات حق تعالی و هیچکس عالم به اسرار ذات نیست.و فهمیدن اسرار خارج از عقول است. هر کس نجات میخواهد بدون تأمل و تعقل حکماً و حتماًباید قبول کند؛چرا که در انجیل خدا ذات خود را بدین نحو بیان فرموده است بلکه در تمامی کتب عهد عتیق و جدید.و این سه خدا در جمیع صفات کمال از علم و قدرت و غیره مساوی و برابر و برادر میباشند و هیچ بزرگی و برتری بر یکدیگر ندارند.

سؤال:دارای الوهیت چه کسانند؟

جواب:دارای الوهیت سه کسند.اب و ابن و روح القدس و این سه یک خدا و یک ذات و احدند و در قدرت و جلال مساویند.انتهی بالفاظه.عبارت فارسی ساده٬محتاج به بیان نیست و تو میبیتی که اقرار مینماید که خدا یک است و سه(زید هم کوسه است هم ریش پهن)و مابه الامتیاز این سه خدا اینکه اب خالق است بواسطه ابن.(اوائل باب اول انجیل یوحنا ملاحظه شود)و خدای ابن منجی است و خدای روح القدس هادی.و اگر کسی سؤال نماید که آیا هر یک از سه خدا قادر بر شغل دیگری هست یا نه؟ جواب سکوت است.خدا در انجیل این نحو فرموده و ما هم قبول میکنیم.ولکن مسلماً خدای اب قادر نبوده گناه خلق را عفو بفرماید بدون موت صلیبی خدای ابن.(ابحاث المجتهدین ملاحظه شود)مسلمین بر مسیحیین وارد می نمایند که مابه الامتیاز از صفات کمال است یا نه؟در صورت اول٬فاقد آن خدا نخواهد بود.و در صورت ثانی٬هر یک از آلهه ثلاثه دارای صفات غیر کمال و غیر معتبر در ربوبیت خواهند بود. 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 15:48  توسط کنیزان حضرت زهراء(س) 

یا جوادالأئمه ادرکنی
کشورجان، عالم دل منجلی ست * ولادت محمد بن علی ست   ماه بیا،خاک زمین راببوس*سرزده امشب مه شمس الشموس " السلام علیک یا جوادالأئمه(علیه السلام)"

ولادت با سعادت نهمین پیشوای شیعیان٬حضرت امام محمدتقی"علیه السلام"را به محضرمقدس امام زمان "عجل الله تعالی فرجه الشریف" وتمامی شیعیان و دوستداران آنحضرت تبریک وتهنیت عرض می نمائیم. 

آمدی ای برهمه باب المراد

                      جان به فدای قد مت یا جواد

 

 من گل خسرو ارض طوسم*********پاره قلب شمس الشموسم       ( یا جواد الأئمه)

                          السلام ای غریب خراسان*********ای پناه دل بی پناهان   ( یا رضا جان )

    

 

  "یــا صـاحــب الـــزمــان عــجّــل ظــهــورک"

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384ساعت 10:29  توسط کنیزان حضرت زهراء(س) 

روایاتی که هشام بن الحکم در توحید وسایر صفات خدا از معصومین نقل کرده است
روایاتی که هشام بن الحکم در توحید وسایر صفات خدا از معصومین نقل کرده است

«علامه مجلسی»در جلد دوم بحارالانوار در باب توحید از کتاب«احتجاج طبرسی» روایتی از «هشام بن الحکم» آورده که ما ترجمه آنرا برای خوانندگان محترم ذکر میکنیم.

«زندیقی» از «امام صادق(ع)» سئوال کرد که به چه دلیل جایز نیست آفریننده جهان بیش از یکی باشد؟!

«امام»:در صورت تعدد ،مثلاً اگر فرض کنی خداوند دو باشد ،بر حسب احتمالات عقلی از سه صورت بیرون نیست :

(۱) یا هر دو قدیم ونیرومندند . (۲) یا یکی از آندو نیرومند ودیگری ناتوان میباشد. (۳) یا هر دو ضعیف وناتوانند.

بنا بر فرض (۱):چرا یکی از آندو دیگری را از بین نمیبرد تا خود مستقل و منفرد به ربوبیت گردد؟!

بنابرفرض (۲):ناتوان شایسته خدائی نیست زیراکه ناتوانی نقص است وخدا فقط آن خدای نیرومند است.

بنا بر فرض (۳):یا هر دو از هر جهت متفقند٬یا از هر جهت مختلف.ونظم وترتیب اجزاء جهان از آفتاب وماه وروز وشب وهمکاری بین اجزاء مختلفه جهان کاشف از تدبیر واحد و اراده واحد است٬و اراده وتدبیر واحد دلیل بر وجود مدبر واحد ویگانه است.

ودر روایت دیگری از «هشام بن الحکم» عین همین گفت وشنود نقل شده با اضافه ای که در آخر روایت است وآن اضافه این است که :امام فرمود:اگر ادعا کنی که آفریننده دو تاست٬چون دوتا بودن تحقق نپذیرد مگر بمابه الامتیاز بین دو چیز٬باید ملتزم به فرجه ای شوی و چون عدد دو خدا با فرجه ای که قدیم است بر سه خواهد شد٬ناگزیر دو فرجه دیگر لازم است تا سه بودن محقق شود٬واین دو فرجه هم باید قدیم باشند.در این صورت عدد قدما به پنج می رسد٬وهمچنین عدد خدایان وفرجه ها رو به فزونی گذارد الی غیر النهایه.

بیان: توضیح روایت بالا محتاج به آشنا شدن ذهن خوانندگان محترم به تقریر برهان تمانع است و دانشمندان علم کلام برای تقریر برهان تمانع وجوهی ذکر کرده اند و ما یک وجه از آنها را از نظر خوانندگان گذرانیده سپس به توضیح روایت میپردازیم:

وجه اول: وجوب وجود٬مستلزم توانائی کامل به ایجاد تمام ممکنات است٬والبته توانائی بر ایجاد چیزی بدون توانائی بر رفع ودفع وموانع واضدادش ممکن نباشد وچنانچه واجب الوجودی این توانائی را نداشته باشد ناقص خواهد بود وناقص شایسته مقام خدائی نیست.بنابراین اگر در جهان هستی دو واجب الوجود باشد باید هر دو توانای علی الاطلاق باشند.و از فرض توانائی مطلق هر دو عجز و ناتوانی هر دو لازم آید٬زیرا که توانائی مطلق هر یک٬مستلزم بلکه عین توانائی بر دفع دیگری است از اراده ضد ومانع آن چیزی که اراده کرده است.مثلاً اگر یکی از آن دو اراده نماید که زمین متحرک باشد باید قادر باشد که دیگری را از اراده سکون زمین جلوگیری نماید.بنابراین دیگری توانائی بر اراده سکون زمین نخواهد داشت؛وناتوانی دیگری نسبت به این معنی عجز ونقص است.در صورتی که ما برای دیگری هم توانائی مطلق فرض کرده بودیم.

اگر گفته شود که قدرت مطلق هر یک نسبت به ممکنات فرض می شود و ارادۀ هر یک چیزی را در زمینه تعلق ارادۀ دیگری به ضد آن ممتنع است؛نظیر ارادۀ خدای واحد به شرط وجود ضدش.در پاسخ این شبهه میگوئیم که مثال شما با مورد بحث فرق دارد؛چه مورد بحث ما چیزی است که ذاتاً ممکن است وبا تعلق ارادۀ خدای دیگر نسبت به ضدش ممتنع بالغیر میشود،بخلاف مثال شما٬زیرا اجتماع ضدین ممتنع بالذات است و اراده چیزی به شرط وجود ضدش همان اراده اجتماع ضدین است و در همین مثال ایجاد یکی از دو ضد که ممکن ذاتی است با اعدام ضد دیگر ممکن ومقدور است.

در مورد بحث هم،باید ایجاد چیزی با اعدام موانع و اضدادش که یکی از آنها ارادۀ خدای دیگر است،مقدور باشد و قدرت یکی از آن دو به این معنی مستلزم عجز و نقص دیگری است .

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384ساعت 14:36  توسط کنیزان حضرت زهراء(س) 

"هشتم رجب پرشور وغوغاست.........میلاد علیّ اصغر والاست"
 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384ساعت 14:55  توسط کنیزان حضرت زهراء(س) 

به امید ظهور منتقم خون گلوی شش ماهه کربلاء
"السلام علیک یا رضیع الحسین علی اصغر(علیه السلام)"

  «اَلسَّلَامُ عَلَیکَ یَا رَضِیعَ الحُسَین» 

ولادت با برکت کوچکترین سرباز کربلا٬شیرخوارۀ آقا اباعبدالله الحسین(ع)٬باب الحوائج حضرت علی اصغر(ع)را٬به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر(عج)وتمامی شیعیان ودوستداران این شش ماهۀ سالار شهیدان ٬تبریک وتهنیت عرض می نمائیم.

 

   " یاصـاحـب الـزمـان عـجل ظـهورک"

2 نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 19:47  توسط کنیزان حضرت زهراء(س) 

مناظره هشام با جاثلیق نصرانی "4"
چون شب سپری شد بریهه نزد هشام آمد و پرسید:

«بریهه»:آیا پیشوائی داری که عقاید خود را تطبیق با رأی وی نمائی و اوامر او را از نظر اینکه پیشوای دینی است بپذیری؟                                                                                                  «هشام»:بلی امام وپیشوا دارم.

«بریهه»:صفت ونشانش چییست؟                                                                                «هشام»:نشان وصفات نسبش را میخواهی یا صفات دین(عقاید واخلاق) و کردار او را؟

«بریهه»:صفت ونشان هر دو را میخواهم.                                                                     «هشام»:اما از نظر نسب:پیشوای من دارای بهترین نسبها است از خاندانی است که ریاست بر عرب داشته٬برگزیده قریش و افضل بنی هاشم میباشد.کسی را نشاید که در مسابقه نسب بر او پیشی گیرد٬ زیرا که قریش افضل قبایل عرب و طایفه بنی هاشم برتر قبایل قریش و تیره امام من پیشوای طایفه بنی هاشم هستند و پیشوای من آقازاده و بزرگ زاده است.

«بریهه»:دینش را برای من بیان کن.                                                                            «هشام»:شرایع و احکام او را بیان کنم یا فضایل اخلاقی و پاکیزگیش را؟ 

«بریهه»:صفات جسم وجانش را بیان کن.                                                                    «هشام»:معصوم(دارای ملکه عصمت)میباشد٬پیرامون گناه ونافرمانی نمیگردد٬بخشنده است و بخل در ساحت اقدسش راه ندارد٬شجاع و قوی القلب است٬هرگز آثار ترس و ضعف نفس از وی بروز نمیکند٬دانشمند است٬چیزی از محیط علمش بیرون نیست٬نگهدار دین و نگهبان فرایض است٬از خاندان پیمبران وجامع علوم آنان است.آتش خشم رابه آب حلم فرو مینشاند٬و نسبت به ستمکار از حدود عدل و نصفت تجاوز نمیکند٬یار کسی است که از وی خشنود باشد ونسبت به دوست ودشمن از راه انصاف منحرف نمیشود٬از سود رساندن نسبت به دوست دریغ ندارد٬و نسبت به دشمنش نمیتوان از او درخواست امر ناصوابی نمود٬به قرآن عمل میکند و از صفات پسندیده پاکدامنان سخن میراند٬گفتار پیشوایان برگزیده را حکایت میکند٬هیچ دلیل وحجتش قابل نقض نمیباشد٬و نسبت به هیچ مسأله ای جاهل نیست٬در هر حکمی فتوا میدهد٬و پرده از روی هر مبهمی برداشته٬موضوعات تاریک را روشن میسازد.

«بریهه»:صفات ونشانهایی که بیان کردی همان صفات و نشانهای مسیح است٬فقط شخص پیشوای تو با شخص مسیح مغایرت دارد و الا در صفات کاملاْ با یکدیگر متحد میباشند. چنانچه این توصیف مطابق با واقع باشد٬بشخص پیشوای تو ایمان خواهم آورد.                                                                                                                    «هشام»:اگر ایمان آوری راه حق را میپیمائی وچنانچه پیروی حق نمایی مورد نکوهش واقع نشوی.سپس گفت:پروردگار در هر عصری برای هدایت بشر حجتی مانند حجتهای عصرهای گذشته اقامه میفرماید٬حجتهای الهی باطل نمیشوند و کیش وآئین از بین نمیرود.

«بریهه»:این سخن چقدر بحق شباهت دارد و چه اندازه براستی نزدیک است٬اقامه حجت بطوریکه شبهه از بین برود از صفات حکما است.                                                                                                                «هشام»:گفت آری چنین است.سپس باتفاق زنش همراه هشام برای دیدار امام صادق(ع)بمدینه رهسپار گشتند و قبل از تشرف بخدمت «امام صادق»(ع)موسی بن جعفر(ع)را ملاقات کردند.هشام جریان را بعرض آن بزرگوار رسانید.موسی بن جعفر(ع)به بریهه توجه نموده فرمود اطلاعت نسبت بکتابت(انجیل)چگونه است؟

«بریهه»:من کاملا نسبت به کتابم علم و اطلاع دارم.

«موسی بن جعفر(ع)»:آیا علمت نسبت بمعانی و تأویل کتابت اطمینان بخش میباشد؟                  «بریهه»:اطمینان کامل بمعانی و تأویل کتابم دارم.

«موسی بن جعفر(ع)»:شروع بخواندن انجیل فرمود.                                                        «بریهه»:کسی انجیل را اینطو قرائت نکرده مگر مسیح.این قرائت شما مطابق قرائت اوست.

سپس گفت پنج سال یا پنجاه سال است ترا میطلبم و در جستجوی شخصی مانند تو در تکاپو میباشم.

«هشام»:بریهه و زنش ایمان آوردند و ایمان ایشان نیکو شد٬سپس خدمت امام جعفر صادق(ع)شرفیاب شدند.

«هشام»: جریان ملاقات با «موسی بن جعفر»(ع)و کلمات آن بزرگوار را بعرض امام صادق(ع)رسانید.

«امام صادق»(ع):فرمود:«ذریة بعضها من بعض»ذریه پیغمبر(معصومین)همه از یک جنس میباشند.

«بریهه»:شما از کجا به تورات وانجیل و سایر کتب انبیاء اطلاع دارید؟                                        «امام»:کتب انبیاء به ارث بما رسیده و نزد ما موجود است٬ما آن کتابها را همانطوریکه صاحبان آنها میخوانند میخوانیم٬و آنچه میگفتند میگوئیم٬خداوند کسی را که جاهل باشد حجت قرار نمی دهد٬کسیکه از او مطلبی را بپرسد بگوید نمیدانم٬حجت خدا نیست.

«بریهه»:ملازمت «امام صادق»(ع)را اختیار کرد تا هنگام رحلت امام صادق(ع)٬سپس ملازم خدمت«امام هفتم موسی بن جعفر»(ع)شد٬در زمان حیات «موسی بن جعفر»(ع)از دنیا رفت٬امام خود مباشر تجهیز او شد٬یعنی غسل وکفن و دفن او را خود امام انجام داد٬و فرمود بریهه یکی از حواریین عیسی بن مریم بود٬و نسبت بحق خداوند بر او معرفت داشت.اصحاب امام آرزو کردند که در منزلت و مقام مانند او باشند.

2 نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 15:15  توسط کنیزان حضرت زهراء(س)